علاوه بر سرما ،باد،تابش خورشید که کوهنوردان به هنگام صعود به ارتفاع با آن روبرو می شوند،بعضیافراد ممکن است با نشایه های بیماری ارتفاع یا کوه گرفتگی روبرو شوند.نشانه های این بیماری عبارتست از سردرد،حالت تهوع ،استفراغ،تنگی نفس وبیخوابی . این علائم معمولا"بین6 تا96ساعت اول پس از رسیدن به ارتفاع شروع می شود.اگرچه از نظر پزشکی این علائم تهدید کننده زندگی فرد نیستند ولی درشرایط حاد برای چند روز یا بیشتر باعث ناتوانی فرد درانجام فعالیت می شوند .البته دربعضی موارد شرایط بدتر از این باشد فرد دچار بیماری های کشنده ارتفاعات بالا مانند خیز ریوی وخیز مغزی می شود.
خیز ریوی در ارتفاعات
برخلاف بیماری حادارتفاع ،خیز ریوی که تجمع مایع درششها می باشد خطرناک وکشنده است.علت این بیماری ناشناخته است وبه نظر می رسد این بیماری بیشتر درافرادی به وجود می آیدکه به سرعت از ارتفاعات بیشتر از 2700متر،8858 فوت بالا می روند.این بیماری درافراد سالم و بویژه درکودکان و نوجوانان دیده می شود.مایع تجمع یافته درحرکت هوا به داخل وخارج شش ها اختلال ایجاد کرده ومنجر به کوتاه شدن تنفس طبیعی و به اکسیژن دارشدن خون لطمه می زندوباعث کبودی لبها وناخن ها ،اختلال حواس وازدست دادن هوشیاری میشود.این بیماری رااز طریق دادن اکسیژن اضافی به فرد بیماروبردن اوبه ارتفاعات پایئن تر درمان می کنند.
توانایی در کاربرد عضلات در وسیعترین دامنه حرکت آنها به دور مفصلها را انعطاف پذیری گویند. این عامل در آمادگی جسمانی از اهمیت ویژهای برخوردار است. با تمرینات ورزشی میزان توانایی مفاصل بدن در خم شدن و چرخیدن بیشتر میشود و در نتیجه کارایی عضلات بهبود مییابد اگر مفاصل از انعطاف کمی برخوردار باشند محدودیت حرکتی برای بدن ایجاد میشود. انعطاف پذیری در فعالیتهای روزانه چون باغبانی، خانه داری، فعالیتهای ورزشی که احتیاج به نرمی و انعطاف پذیری دارند مؤثر است. که البته این نقش در فعالیتهای ورزشی چون ژیمناستیک ، دو میدانی و . . . پر رنگ تر میشود.
نیروی عضله
همانطور که میدانید حدود ۴۰ درصد وزن بدن را ماهیچه تشکیل میدهد این عضلات در خود تولید انرژی میکنند که این نیرو، نیروی ماهیچه نامیده میشود که البته قابل اندازهگیری نیز هست. مهمترین عامل شناخته شده در آمادگی جسمانی استعداد و توانایی عضلات در وارد کردن نیرو یا مقاومت در برابر آن است. تمرینات قدرتی از عواملی است که سبب حجیم شدن تارهای عضلانی میشود و توانایی فرد را در کاربرد نیروی تولید شده افزایش میدهد. قدرت ماهیچه اهمیت بسیاری در ورزشهای مختلف و البته فعالیتهای روزانه دارد بسیاری از مردان و حتی زنان از عضلات بازو و سرشانه ضعیفی برخوردار هستند که باعث ضعف در فعالیتهای ورزشی و روزانه و ایجاد درد و بیماری در سنین بالا میشود.
|
رديف |
نوع فعاليت |
اجزا حركتي |
سيستم انرژي |
مسافت |
شدت |
استراحت | |
|
بين تكرارها
|
بين ستها
| ||||||
|
1 |
غير فشرده |
ظرفيت هوازي |
هوازي |
200+ متر |
كمتراز 70% |
كمتر از 45 ثانيه |
كمتر از 2دقيقه |
|
توان هوازي |
هوازي |
100+ |
80-70 |
90-30 S |
3-2 دقيقه | ||
|
2 |
تمرين فشرده |
ظرفيت بي هوازي |
هوازي و بي هوازي |
80+ |
90-80 |
30S تا 5دقيقه |
10-3 دقيقه |
|
3
|
سرعتي |
سرعت ، توان بي هوازي |
بي هوازي بدون اسيدلاكتيك |
80-20 |
95-90 |
5-3دقيقه
|
8-6دقيقه |
|
4
|
استقامت در سرعت |
استقامت در سرعت كوتاه،توان بي هوازي |
بي هوازي بدون اسيد لاكتيك |
80-50 |
95- 90 |
2- 1 دقيقه |
7- 5 |
|
100-95 |
3-2 |
10-7 | |||||
|
استقامت درسرعت كوتاه و ظرفيت و توان بي هوازي |
بي هوازي با اسيد لاكتيك |
80
|
95-90 |
1 |
4-1 | ||
|
100- 95 |
1
|
4 | |||||
|
استقامت در سرعت و توان بي هوازي |
بي هوازي با اسيد لاكتيك |
150-80 |
95-90 |
6-5 |
------- | ||
|
100-95 |
10-6 |
------- | |||||
|
5 |
استقامت ويژه |
استقامت در سرعت بلندو توان بي هوازي |
بي هوازي با اسيد لاكتيك |
300-150 |
95-90 |
12-10 |
------- |
|
100-95 |
15-12 |
------- | |||||
|
تحمل اسيد لاكتيك |
تحمل اسيد لاكتيك |
600-300 |
95-90 |
20-15 |
------- | ||
|
100-95 |
ريكاوري كامل |
-------- | |||||
وقوع بیماری حاد ارتفاع بستگی به بلندی ارتفاع ،نحوه ی صعود ومستعد بودن فرد متفاوت است.تحقیقات متعددی جهت تعیین میزان وقوع این بیماری درگروههای مختلف کوهنوردی انجام گرفته است ونتایج نشان داده است که 1/0% تا 53% ارتفاعات بالای 3000 تا5500 متر گزارش شده است. البته نشانه های بیماری در بین کوهنوردانی که به 2500متر تا3500متر تفریحی صعود داشته اند متفاوت بوده درمردان 5/6 %ودرزنان 5/22%گزارش بیماری حادارتفاع شده است وبرای این تفاوت جنسیتی هیچ علت خاصی مشخص نشده است.
اگرچه علت بیماری حاد ارتفاع مشخص نیست ولی برخی تحقیقات نشان می دهد که افرادی که دارای اضطراب وپریشانی ویادی هستند پاسخ های تنفسی کمتری نسبت به هیپوکسی نشان می دهند وبعضی از افراد هم زمانی که درارتفاعات متوسط وبالا هستند تعداد وعمق تنفس آنها کم می شود این امر باعث تجمع دی اکسید کربن می شود وممکن است همین عامل علت بیماریهای ارتفاع باشد یکی دیگر از نشانه های بیماری های حاد ارتفاع این است که فرد با وجود که خستگی بسیار بسیار شدیدی که دارد نمی تواند بخوابد که عدم خواب رضایت بخش نشان قطع شدن مراحل خواب است.به علاوه برخی افراد از تنفس بریده بریده رنج می برند وبه آن تنفسCheyne-Strokes)) می گویند.که این حالت آرامش فرد رابهم می زند وخوابیدن اورامختل می کند.از مشخصات این نوع تنفس نفسهای سریع وآهسته ،تنفس کم عمق وسطحی است که معمولا" همراه با دورهای متناوب قطع تنفس می باشد .میزان وقوع این بی نظمی تنفسی باافزایش ارتفاع افزایش می یابد ومعمولا"احتمال وقوع آن 24% درارتفاع 2440 متر ،(8005 فوت) 40%درارتفاع 4270متر (14009فوت)و100%درارتفاعات 6300 متر (20669فوت)است.
حجم هوایی که با هر بار حرکت به داخل ریهها جریان مییابد را حجم جاری مینامند و مقدار آن بین ۴۰۰ تا ۵۰۰ میلی لیتر است و تهویه ریوی عبارت است از حجم جاری ضرب در تعداد حرکات تنفسی در دقیقه که معمولاً بین ۱۰ تا ۲۰ بار در حالت استراحت است. در هنگام ورزش تعداد حرکات تنفسی افزایش پیدا میکند و عمیق تر میشود تا جایی که در فعالیتهای شدید ورزشی عضلات دمی و بازدمی فعال میشوند و تهویه ریوی تا حدود ۱۰۰ لیتر در دقیقه افزایش مییابد. حداکثر تهویه ریوی ممکن است به ۱۵۰ لیتر در دقیقه هم برسد ولی افزایش تهویه ریوی اگر از ۱۰۰ لیتر در دقیقه بیشتر شود به افزایش جذب اکسیژن کمکی نمیکند زیرا به نظر میرسد که انتقال اکسیژن بیش از این مقدار به بافتها، توسط عضلات قلب و عضلات تنفس محدود میشود.
سازگاری خون
تعداد اریتروسیت ها (گلبول های قرمز)دراولین هفته قرارگرفتن درارتفاع افزایش مییابد.کاهش اکسیژن درارتفاع باعث تحریک رها سازی هورمون اریتروپویتین میشود .این هورمون مسئول تولید اریترویست است .غلظت اریتروپویتین خون درسه ساعت اول پس ازرسیدن به ارتفاع بالا افزایش می یابد.وبعد از 24 تا 48 ساعت به حداکثر خود میرسد بعد از زندگی درارتفاع به بالای 4000متر (فوت13120) برای مدت 6ماه ،حجم کل خون فرد9% تا10% افزایش می یابد.این افزایش تنهابه علت تولید اریتروسیت نیست ،بلکه به علت تغییر در حجم پلاسما نیز می باشد.درصد ی از حجم خون که اریتروسیت ها راتشکیل میدهد،هماتوکریت نامیده می شود.افرای که مقیم کوه های اند در پرو4540متر(14891 فوت)هستند، میانگین میزان هماتوکریت آنها 65درصد است.این مقدار به میزان قابل توجهی بالاتر از میانگین افرادی است که درسطح دریا زندگی می کنند مقدار هماتوکریت این افراد48 %است.اگر هر یک از این افرادبه مدت 6هفته درارتفاعات پرو زندگی نمایند میانگین هماتوکریت آنها نیز به 59%می رسد.پس میزان هموگلوبین خون علاوه برافزایش حجم اریتروسیت هاافزایش می یابد.این سازگاری افزایش میزا ن هموگلوبین درارتفاعات طرفیت حمل اکسیژن رادرحجم معینی از خون افزایش می دهد.چند ساعت پس از رسیدن به ارتفاع حجم پلاسما به علت جابجایی مایعات واز دست دادن آب دراثر تنفس کاهش می یابد.درارتفاعات آب بیشتری براثر تبخیر به هنگام تنفس از دست داده می شود،زیرا هوایی که وارد شش ها می شود بسیار خشک است. این موضوع باعث کاهش آب بدن شده ودرنتیجه حجم پلاسما کاهش می یابد.که این کاهش حجم پلاسما باعث افزایش غلظت اریتروسیت ها می شود وحتی ظرفیت حمل اکسیژن خون میز افزایش می یابد.
·

ساختمان قلب و عمل آن: تنظیم جریان و گردش خون در بدن به وسیله قلب انجام می گیرد قلب عضوی است ماهیچه ای ، تقریبا به اندازه یا کمی بزرگتر از مشت به وزن تقریبی 300 گرم که در قفسه سینه و در بین دو ریه جای دارد.
درون قلب چهار حفره وجود دارد که دو تا بالایی دهلیز و دو تا پایینی بطن نامیده می شوند. دهلیز راست با بطن رست توسط یک دریچه سی لتی ارتباط دارد و دهلیز چپ توسط یک دریچه دولتی به نام میترال مربوط است. بین دهلیزها و بطن ها ارتباطی وجود ندارد و یک دیواره ماهیچه ای آنها را از هم مجزا می کند.
به منظور ايجاد انقباض در عضله و در نهايت ايجاد حركت نياز به انرژي ميباشد. اين انرژي از شكسته شدن مادهاي به نام آدنوزين تري فسفات (ATP ) در سلول عضله ايجاد ميشود. براي توليدي ATP دو دستگاه توليد انرژي به نامهاي دستگاه هوازي و دستگاه بيهوازي وجود دارد. با مراجعه به كتابهاي فيزيولوژي ورزش در مورد چگونگي عمل اين دو دستگاه جهت توليد ATP اطلاعات بيشتري كسب خواهيد نمود. در اينجا ما سعي ميكنيم به دو نوع تمرين هوازي و بيهوازي كه سبب توسعه دستگاههاي مذكور ميشوند بپردازيم.
سازگاری به ارتفاع
هراندازه که طول توقف شمادربیشتر باشد اجرا اعمال ورزشی حاصله بهترخواهدبود.تعداد هفته ها لازم جهت ایجاد سازگاری بستگی به ارتفاع دارد مثلادر9000 پائ 7 تا10در12000 پائ 15تا21 روز زمان لازم است اینهازمان تقریبی است وبه مقدارقابل توجهی بستگی به خود شخص دارد.در حقیقت معدودی از افراد هرگز به ارتفاع خو نمی گیرند وهنگامی که درارتفاع قرار می گیرند دایما״از کوه گرفتگی رنج می برند.این اشکال حتی برای کسانی که درارتفاعات بدنیا آمده باشندو بزرگ شده باشند پیش میاید. این افراد به دلیل نامعلوم به سازگاری قبلی درخود را ازدست داده وبه کوه گرفتگی دچار می شوند.عوارض آن شامل آماس ریوی(congestion of lungs)،قی واستفراغ،سردرد،سرعت ضربان قلب وآنورکسی(بی اشتهایی)است.درشرایط کمبود اکسیژن درارتفاع انتظار داریم که متابولیسم غیر هوازی درهنگام فعالیت بدن به علت محدودیت اکسیداسیون افزایش می یابد که تولید اسید لاکتیک درهر میزان کار معین افزایش یابد.این اتفاق درواقع رخ می دهد ،به غیر از فعالیت باشدت بیشینه ،که درهنگام انجام آن میزان تجمع اسید لاکتیک درعضلات و خون کمتر است. کاهش تجمع اسیدلاکتیک درفعالیت بیشینه به علت ناتوانی بدن دررسیدنبه میزان کاری است که بتواند بردستگاههای انرژی موثر باشد
علم بشر با تمام یافته هایش به مثابه نوزادی نسبت به اسرار هستی بوده و دریایی از پاسخ های نیافته در باب امراض، عمل جذب و دفع، واكنش های گوناگون و بروز حالات روحی و روانی بدن انسان را در پیش روی خود دارد.
هنوز منشأ ژل های نهفته ای كه یكباره از خود علائمی را بروز می دهند و برخی علت تجمع چربی و افزایش موضعی و كلی آن در بدن ناشناخته مانده است. اگر دهها هورمون چربی سوز موجود در بدن، سبب تعادل وزن و چربی متناسب می گردند، پس نباید چاقی موضع و افزایش وزن مفهومی داشته باشد.
وقتی به ارتفاعات بالاتر از سطح دریا صعود کنیم وزن اتمسفر،فشاربارومتر(93/20)کاهش می یابد. درصد اکسیژن هوا نیز به مقدار 93/20% ثابت باقی مانده ،لیکن تعداد مولکول های آن درهر واحد حجم کم میشود. این بدان معنی است که وقتی درارتفاع قرار می گیریم،برای آنکه بتوانیم همان تعداد ملکولهای اکسیژن رادر تنفس درسطح دریا دریافت میکنیم از هوا بگیریم باید بر تنفس خود بیفزاییم.دلیل اصلی تنزل عملکرد تنفس درارتفاع درنتیجه کم شدن فشار سهمی اکسیژن می باشد.کم شدن فشار اکسیژن در نتیجه هیپوکسی،یعنی کمبود اکسیژن کافی است ظاهرا"این کمبود اکسیژن سبب تحریک سازوکار فیزیولوژی سازگاری به ارتفاع می گردد.
1) افزایش تهویه ریوی (پر تهویه ای):این واکنش با رسیدن به ارتفاع وخیلی سریع (درچند ساعت) بوقوع پیوسته ودراولین روزها بیشتر تحت تاثیر قرار می گیرد،سپس بعداز مدت تقریبا"یک هفته ثابت خواهد شد. مهمترین نتیجه افزایش تهویه ریوی عبارت است از افزایش فشار اکسیژن کیسه های هوایی است.این تغییر سبب اشباع بیشتر هموگلوبین بااکسیژن خواهد شد.البته افزایش تهویه ریوی،انیدریک کربنیک بیشتری به خارج دمیده شده وبه این ترتیب سبب کاهش ونیز کاهش غلظت وخواهد
2)افزایش تعداد گلبول های قرمز وتراکم هموگلوبین خون:این واکنش نیزدرهفته های توقف درارتفاع سریع بوده ولی پس ازآن به تدریج کم می شود.درنتیجه واکنش افزایش اکسیژن خون سرخرگی است .
3)دفع بی کربنات ()درادرار:هماهنگی وتعادل این واکنش چندین روزبه طول می انجامداگرچه این سازو کارخود بخودنقشی درتامین اکسیژن بازی نمی کند لیکن وظیفه اصلی آن نگهداری ( PH)خون در جهت افزایش وبالعکس ،دفع بی کربنات (PH)خون درجهت کاهش سوق خواهد داشت.
4)تغییرات سطح بافتی:این تغییرات شامل الف)افزایش تراکم میوگلوبین ،افزایش دانسیته ،افزایش مویرگی عضله وبافت،تغییرا ت آنزیمی که همگی به بالا رفتن ظرفیت اکسیداسیون می انجامد.البته این تغییرات سلولی به زمان بیشتری نیاز داردودرواقع تغییرات بافتی موقعی رخ میدهد که شخص مدت طولانی درنواحی خیلی مرتفع زندگی کند.موارد فوق از تغییرات فیزیولوژی مهمی است که هنگام کمبود اکسیژن (یعنی شرایط هیپوکسی )کمک قابل ملاحظه ای دررساندن اکسیژن به بافت خواهد کرد .شخص که اقامتی 3الی 4هفتگی درارتفاع داشته باز می گردد،تغییرات ساوگاری درارتفاع را تقریبا" دردوتا چهار هفته از دست خواهد داد.
بیماری در ارتفاع:
گزارش هایی درباره ی تلاشهای بدون نتیجه در صعودبه کوه اورست وهمچنین درباره ی سرمای شدید٬ فرود بهمن ودیگر ناکامی ها شنیده ایم.شرایط فیزیکی هر یک ازمحیط های ارتفاعات مختلف به قدری با آنچه همیشه عادت داشته ایم تفاوت داردوبا قرار گرفتن درارتفاعات اعمال بدن تغییر میکندو بدن مابا فشار کم درارتفاعات روبروست .این واقعیتی روشن است که درارتفاع بیش از5000 پا (1524متر) توانایی انجام کار بدنی تحت تاثیر قرار میگیردوهرقدرارتفاع بیشتر باشد،تاثیرات مربوطه شدیدتر است.برروی هم بادر نظر گرفتن اکسیژن مصرفی بیشینه(vo2 MAX )فردممکن است انتظارات کاهشی رابه مقدار 3تا5/3 %برای هر 1000پا صعود بالاتراز5000 پا درظرفیت استقامتی خود داشته باشد. باتوجه به شکل انجام کار بدنی واکسیژن مصرفی بیشینه درارتفاعات خیلی زیاد یعنی در حدود 25000پا به مقدار 60%یا بیشترکم می شود.البته باوجود چنین کاهشی درانجام کار بدنی که بسیار زیاد می شود،باید متذکر شدکه این مقادیر توسط افراد سازگار به ارتفاع وکوهنوردان حرفه ای بدست آمده است.این سازگاری کوهنوردان به نوعی هماهنگی فیزیولوژیکی اطلاق می شود که از طریقه مواجهه شدن دایمی باارتفاع حاصل شده است وانجام کارهای بدنی رابه طور قابل ملاحظه ای بهبود می بخشد.درمورد فردسازگار نیافته درارتفاع 18000پا به بالا(5488متر)نیاز به اکسیژن اضافی کمال اهمیت را پیدا می کند.
مقدمه
اگر بپذیریم که عقل سالم در بدن سالم است و یک فرد با عقل سالم می تواند فرد مفیدی به حال خود و اجتماع باشد، در آن صورت درمی یابیم که چرا جوامع پیشرفته سرمایه گذاری زیادی بر روی این امرخطیر یعنی ورزش می کنند. در متون تاریخی همواره از از ورزشکاران و پهلوانان بعنوان افرادی جسور و جوانمرد یاد می شود. امروزه اثرات مفید ورزش بر ساختار فرهنگی و اجتماعی یک جامعه بر هیچکس پوشیده نیست. اگر در جامعه ای فرهنگ ورزشی جایگاه مناسب خود را پیدا کند، افرادآن جامعه از سستی و کرختی رهایی می یابند و علاوه بر بالا رفتن نیروی کار، از صرف هزینه های گزاف درمان بیماریها کاسته می شود. چون در هنگام ورزش موادی بنام آندورفین در بدن زیاد می شود و دستگاه گردش خون اکسیژن را به تمام بافتهای بدن به مقدار کافی می رساند، یک ورزشکار همواره شاداب بوده و از نشاط کافی برخوردار است.
واضح است كه ماهيت رشته كشتى نيازمند سيستم هاى انرژى هوازى و بى هوازى است. نياز به انرژى در طى يك مسابقه به حداكثر ممكن مى رسد و لازمه پايدارى كشتى گير تأمين سوخت مورد نياز هر عضله درگير بنا به نوع حركت ويژه خود در طول مسابقه است.
مولكول (Adenosine Tri Phosphate) ATP تأمين كننده انرژى مورد نياز بدن است كه مى بايست از مواد غذايى كربوهيدرات، پروتئين و چربى موجود در بدن تأمين گردد. به بيانى ديگر سيستم هاى تأمين انرژى هوازى و بى هوازى هستند كه ATP مورد نياز بدن را از متابوليسم اين ۳ ماده اصلى غذايى تأمين مى كنند.
سيستم بى هوازى خود به ۲ سيستم فسفاژن (ATP-PC) و اسيد لاكتيك تقسيم مى شود. در حالت عادى مقدار كم و محدودى از مولكول آماده ATP متصل به كراتين فسفات در سلول هاى عضلانى وجود دارند كه براى توليد انرژى زياد و ناگهانى نيازى به صرف وقت و طى مراحل متابوليسم سلولى ندارند. در واقع اين سيستم فسفاژن منبع انرژى آماده و البته محدودى است كه در شروع فعاليت سنگين ورزشى مورد نياز است.
با ادامه يافتن فعاليت شديد ورزشى بيش از ۲۰ـ۱۰ ثانيه، سيستم بى هوازى اسيد لاكتيك شروع به كار مى كند. در اين سيستم طى چندين سرى فعاليت هاى بيوشيميايى پيچيده مولكول هاى مواد كربوهيدرات شكسته مى شوند و توليد انرژى (ATP) مى كنند. در اين سيستم به علت عدم وجود اكسيژن كافى، مولكول هاى كربوهيدرات به طور ناقص مى سوزد و حاصل اين فرايند علاوه بر توليد انرژى، مقاديرى اسيد لاكتيك نيز خواهد بود. نكته حائز اهميت اين است كه در اين سيستم فقط مولكول هاى كربوهيدرات (مواد قندى) قابل استفاده هستند. اين مواد قندى در بدن تبديل به مولكول هاى گليكوژن شده و در سلول هاى عضلات و كبد ذخيره مى شوند. كشتى گيرانى كه در آستانه رقابت ها تصميم به كاهش وزن خود مى گيرند و ميزان غذاى روزانه خود را كاهش مى دهند، با كمبود مواد قندى و خالى شدن ذخيره هاى گليكوژن مواجه مى شوند كه اين خود مى تواند راندمان ورزشى شان را به شدت كاهش دهد. تحقيقات نشان داده است كه با شروع فعاليت سنگين ورزشى، فقط پس از چند ثانيه، به دنبال شروع فعاليت سيستم اسيد لاكتيك، اين ماده در سلول هاى عضلات ترشح و سپس در جريان خون ديده مى شود. از طرفى سيستم هاى كنترل و تصفيه بدن شروع به دفع نمودن اين ماده اسيدى مى كنند. در ادامه فعاليت سنگين، تجمع اسيد لاكتيك در عضلات و خون به تدريج افزايش يافته و به مراتب بيشتر از ميزان دفع آن مى گردد كه ادامه اين روند به شدت محيط سلول هاى عضلانى و جريان خون را كه در حالت عادى كمى قليايى هستند به سمت اسيدى شدن هدايت مى كند. زمانى كه اين تجمع از ميزان تقريبى ۴ ميلى مول بر ليتر خون بالاتر رود (بالاتر از حد آستانه اسيد لاكتيك) اسيدوز متابوليك (Metabolic Acidosis) ايجاد مى شود. اسيدوز با چندين مكانيسم به كاهش قدرت عضلات و اختلال تمركز و هوشيارى سيستم عصبى منجر مى گردد كه در كل باعث افت قواى بدنى و كاهش چشمگير در قواى مطلق ورزشكار مى شود. اين شرايط تخريبى غالباً زمانى بروز مى كند كه فعاليت شديد ورزشكار در حد ماكزيمم بين ۵ الى ۲ دقيقه طول بكشد.
همانطور كه ذكر شد كاهش PH خون ناشى از اسيدوز متابوليك، با چندين مكانيسم باعث كاهش قدرت عضلات بدن مى شود. اسيدوز با كاستن از فعاليت آنزيم هاى مؤثر بر چرخه توليد انرژى و نيز با ايجاد اختلال در انقباض تارهاى عضلانى موجب كاهش قدرت انقباض عضلات و نهايتاً كاهش قدرت، توان و استقامت عضلات بدن مى شوند. در چنين شرايطى است كه نقش تمرينات قدرتى و بدنسازى علمى كشتى گيران اهميت خود را نشان مى دهند. طراحى و اجراى اين نوع تمرينات با بالا بردن آستانه اسيدلاكتيك بدن ورزشكاران، سلول هاى عضلات را در برابر تجمع اسيد لاكتيك مقاو م تر كرده و باعث افزايش قدرت عضلات مى شوند.